
اگر چه روز من و روزگار می گذرد دلم خوش است که با یاد یار می گذردچقدر خاطره انگیز و شاد و رویایی است قطار عمر که در انتظار می گذردبه ناگهانیِ یک لحظه عبور سپید خیال می کنم آن تک سوار می گذردکسی که آمدنی بود و هست، می آیدبدین امید، زمستان، بهار، می گذردنشسته ایم به راهی که از بهشت امید نسیم رحمت پروردگار می گذردبه شوق زنده شدن، عاشقانه می میرم دو باره زیستنم زین قرار می گذردهمان حکایت خضر است و چشمه ظلمات شبی که از بَرِ شب زنده دار می گذردشبت همیشه شب قدر باد و، روزت خوش که با تو روز من و روزگار می گذرد کجایی آقا...
برچسب:
نویسنده: یگانه قاسمی